مهـــــــــــــــــــــــــربان

خدایا مرا یاری رسان تا بامهربانی زندگی کنم

کارهای بامزه آقای رئیس
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: من وآقای شوهر

من دریک کانون تبلیغاتی کارمی کنم.رئیس من آدم خوبی است ، قدبلندی

 دارد،بسیارمودب والبته واقعا زیباست ،خوش اخلاق ، اما سخت گیرامروز وقتی وارد

 دفترکارم شدم  نگاه کاملی به من انداخت وبامهربانی گفت:

خانم !روی دسکتاپ یک آیکون برایتان گذاشته ام .

راستش فکرکردم کارگرافیکی است.چون آقای رئیس خیلی روی کارحساس است و

فکرمی کند همه دنیا منتظرکارهای ایشان مانده است .

وقتی کامپیوترراروشن کردم خودش بلند شد ودرب رابست روی دسکتاپ یک آیکون به

 اسم کوچک من ذخیره شده بودکه کنارش نوشته بود عزیزم.

آه خدای من یک موسیقی بود.

روبروی میز من ایستادمن نگاهش کردم وخندیدم موسیقی راباهم گوش کردیم .یک

آهنگ فوق العاده زیبا وعاشقانه بود.من وآقای رئیس بلندبلند خندیدیم .آقای رئیس

خیلی بامزه شده بود دلم می خواست بغلش کنم وببوسمش ...........

راستی نگران من نباشید آقای رئیس 5ساله که همسرمن است.

.

....................لطفا به منظور بهبود مطالب نظر خودرادرج نمایید....................