مهـــــــــــــــــــــــــربان

خدایا مرا یاری رسان تا بامهربانی زندگی کنم

برای آقای شوهرعزیز
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: عشق نامه ،من وآقای شوهر

غصه می خواهد تو را بیازارد     
من مجالش نخواهم داد  

 
غم می خواهد در دلت لانه کند
من رخصتش نخواهم داد
 
در آغوشم سر پناهی گرم ومهربان بنا خواهم کرد 
وتو را آنگونه در بر خواهم گرفت که سخت ترین طوفان ها وبلندترین فریادها تو را گزندی نرساند

..........................


این روزها خسته ایی ، خسته ام

وتنها عشق و دلبستگی من وتو راه فرار ما از این رنج هاست

...........................

تو یه رویای قشنگی توی خواب هر شب من
تو یه آه سینه سوزی توی گرمای تب من
تو یه فریاد بلندی تو سکوت بی کسی هام
تو یه عشقی که بریدی منو از دلبستگی هام 

.........................................

بی ر بط :

هنوزهم  همان سه نقطه های نا گفتنی است