مهـــــــــــــــــــــــــربان

خدایا مرا یاری رسان تا بامهربانی زندگی کنم

آقای شوهر من
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: عشق نامه ،من وآقای شوهر


امروز آقای شوهر اومد توی دفتر و با صدای خیلی بلند گفت:

 سلام به عشق خودم قلب

من دهنم از تعجب باز ماند و خیره نگاهش کردم
واون تازه مشتری را که روی صندلی انتظار نشسته بود را دید
  و هر سه خندیدیم خنده