مهـــــــــــــــــــــــــربان

خدایا مرا یاری رسان تا بامهربانی زندگی کنم

بابای مهربون من
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: دل نامه

دلم می خواد به موبایل بابام زنگ بزنم و فقط پیشش گریه کنم

اون به هیچ کس هیچی نمی گه  تنها کسی که منو خوب می شناسه و همیشه منو درک کرده بابام بوده

 
دلم می خواد بهش بگم چی توی دلم می گذره مثل همیشه پیشش هق هق گریه کنم

و اون با نگاه مهربونش لبخند بزنه


ولی حیف حیف
که شهر من از  بابام خیلی دور شده  نگرانم می شه
شب از فکر من نمی خوابه  من طاقت غصه خوردنش را ندارم