یه پیشنهاد برای ....

شما جیب ما را نزن  یارانه پیشکش

قهقههقهقههقهقههقهقههقهقههقهقههقهقههقهقههقهقههقهقههقهقههقهقههقهقهه

شاید شما این اس ام اس را شنیدین ولی دوباره خواندنش خالی از لطف نیست

/ 35 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر ثابت قدم

باسلام . بخوانید " سفری به کاشان . خاستگاه نخستین تمدن ایران " راوبه دوستان بگویید که بخوانند.

امیر ثابت قدم

باسلام . بخوانید "سفری به کاشان . خاستگاه نخستین تمدن ایران " را وبه دوستان بگویید که بخوانند.

یاسین

دورم از تو بي قرار گرماي دلت ، مي لرزم اينجا احساس مي شوي ... چون سايه ي خميده بر ديوار مي رقصي بر بي تابي من و چه نزديک است خاطراتت چسپيده به ذهنم نقش بي همتاي رخسار تو ... دلتنگي ام را مي پوشانم با بستري از کلمات اما باز کسي در دلم تو را صدا مي زند اي آرامش دهنده ي شب هاي بي قراريم ... برگرد

محسن

سلام... به روز نمیشین؟ منتظریم ها...راستی عشورای حسینی تسلیت...

امیر ثابت قدم

سرزمين كربلا عباس مشفق كاشاني ساربانا، ز اشتران بگشاي بار لحظه‌ای ما را به حال خود گذار اين كه بيني سرزمين كربلاست خاك او آغشته با خون خداست در حريم قدسي صحراي دوست بشنو اين گلبانگ، اين آواي دوست ني نوا، در نينواي راستين مويه‌ها دارد ز ناي اربعين درد، جان سوز و فضاي سينه تنگ پاي، ماند از شتاب واز درنگ اشك می‌ريزد ز چشم كائنات در عزاي تشنه كامان فرات ريختند اين جا مگر خون حسين؟ سرور آزادگان نور دو عين آن كه پيش دشمنان سر خم نكرد چهره از زخم سنان درهم نكرد باخت جان، تا دفتر نيرنگ بست لشكر بيداد را درهم شكست گر فرات اين جا چو دريا خون گريست ني عجب، خورشيد بر هامون گريست!

محسن

سلام... موفق باشین... به روزم... این کامنت یه جور دعوته ... نوشته هاتون خوبه دیگه ... یا حق

مرتضی

سلام بر شما دوست عزیز مارو فراموش کردیا [گل]

میثم

سلام مهربان جان[گل]

امیر ثابت قدم

باسلام وتقدیم شعری ازعراقی به شماودوستان وبلاگتان تا کی از ما یار ما پنهــــــــــــــان بود چشم مــا تا کی چنین گریـــــــان بود تا کی از وصلش نصیب بخــــــت ما محنت و درد دل و هـــــــــــجران بود این چنین کز یار دور افـــــــــــتاده ام گر بگرید دیده جـــــــــــــــای آن بود چون دل ما خون شد از هجــــران او چشم ما شاید که خون افشــــــان بود از فراقش دل ز جان آمد به جـــــــان خود گرانی یار مـــــــــــرگ جان بود بر امـــیدی زنده ام ور نه کــــــــه را طاقت آن هجـــــر بی پایـــــــــان بود محنت آباددل پر درد مـــــــــــــــــــــــا تا کی از هجران او ویـــــــــــران بود درد ما را نیست درمان در جهــــــان درد ما را روی او درمــــــــــــان بود چون دل ما از سر جـــان بر نخواست لا جرم پیوسته ســـــــــــــرگردان بود چون "عراقی"هر که دور از یار ماند چشم او گریان دلـــــــــــش بریان بود.