مثل بچه ها شدیم؟ یا خیلی خیلی بزرگ شدیم؟

 مثل بچه ها شدیم دل به اسباب بازی هامان بستیم وفارغ از محیط

اطراف بازی طولانی را شروع کرده ایم .

این قدر دور خودمان را درهم برهم کردیم که هیچ چیز سر جای خودش

 نیست .

 خیلی بزرگ شدیم ، نه خنده ها از ته دل ، نه اشک ها بی بهانه

 سرازیر ...

مثل بچه ها  .خونه ی بهتر ، اتومبیل بهتر، اسباب بازی های بهتر

آرزوهای دوران کودکی را فراموش کردیم

آرزوی من چی بود ؟

آرزوی تو چی بود ؟

..............................................................

چی می می نویسم برای شما ؟

معذرت می خوام وقتتون را گرفتم

...............................................................

بی ربط:

پنجاه هزاز فرانک از دارایی خود را به فقرا می بخشم.
میل دارم که جسد مرابا تابوت گدایان به قبرستان برند.
از دعا وطلب مغفرت کلیساها بیزارم.
می خواهم که مردم مرا دعا کنند.
به خداوند ایمان دارم.


روز جمعه 22 مه 1885، ویکتور هوگو از دنیا و آرزوها وآلام آن چشم فروبست.
وصیت نامه اش پنج سطر بیشتر نبود.


برگرفته از اشعار منتخب ویکتور هوگو ترجمه نصراله فلسفی انتشارات بنگاه ترجمه ونشر کتاب تهران 1354

 

 

 

/ 28 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر علی

زندگی من از بچگی تاحالا هیچ تغییری نکرده...بد ترم شده...نمی دونم چرا..اما همه بچه های هم نسل ما یه جور افسردگی گرفتن...باور کنین پول دارو بی پول هم نداره.... نمی دونم چی شده...؟؟؟؟

محمد علی

سلام... نبینم دلت گرفته باشه همسایه؟! من بالاخره بعد از یه ماه و اندی اومدم و یه چیزی نوشتم!

محمد علی

وقتی که بچه بودم... قدم کوتاه بود و دستم به خیلی چیزا نمیرسید... حالا که بزرگ شدم و خیر سرم قدم بلند شده... دیگه دستم به کودکیم نمیرسه! آی که با این چیزی که نوشتی دل مارو سوزوندی مهربون خانم!

منصور

مرکز خرید الکترونیکی لیان افتتاح گردید لطفاً سر بزنید. به امکانات تفریحی و زیبائی این مرکز در آینده ای نزدیک افزوده خواهد شد. لطفاً در صورت علاقه مندی، این مرکز را به دوستان خود معرفی کنید. lianshop.persianblog.ir [گل]

میثم

سلام مهربان اینکه قسمت"بی ربط" روبه پست هایت اضافه کردی.کارخوبی کردی مرسی[گل]

امیررضا .ح

سلام. به نظرم ما آرمان هامون رو فراموش کردیم... هدف زندگیمون و اسیر روزمرگی شدیم... روحیه جهادی رو باید درونمون احیا کنیم... +وصیت نامه جالبی بود... در پناه خدا باشید.یا حق

فرياد بي صدا

واقعا دوره بی الایش کودکی به خیر ای کاش اون روزها بود و هرگز بزرگ نمیشدیم نمیدونم نازنینم ولی مشلاتمونم با ودمون بزرگ شدند ...من هم به روزم نازنینم

شبنم

سلام عزیزم .واقعآ ما آدما وقتی بزرگ می شیم عجیب میشیم

عادل

میخواستم برای قسمت مثل بچها شدیم کامنت بذارم..... که حرفهای ویکتور هوگو مرا در بر گرفت چقدر زیبا بود>>>>(( ارزوهایم چه شد)* موفق باشید