رابطه چشم ها وعیدی دادن

بچه که بودم وقتی نزدیک عید می شد از خوشحالی سرازپا نمی شناختم ، سبزه کاشتن مامان،خانه تکانی همگانی ،دیدوبازدید های فامیلی ، میهمانی های خانه پدری ومهم تراز همه تعطیلی مدرسه ها  همه چیز من راخوشحال می کرد اما برعکس بچه های دیگر از عیدی گرفتن لذت نمی بردم ....
وقتی کسی به من عیدی می دادبه چشمانش نگاه می کردم تاببینم ازروی رضایت است یا نه!
ومتاسفانه بیشتراوقات به این نتیجه می رسیدم که تنها به جاآوردن سنت است...
اکنون اگرچه چون گذشته ازدیدن بعضی از افراد حتی سالی یکبارخوشحال نمی شوم  اما هنوز عاشق خانه تکانی وسبزه درست کردن مامان هستم ...هنوز ازدیدن سفره هفت سین لذت می برم ،هنوز دوست دارم یواشکی از ظرف سرکه بنوشم ،هنوزغزل حافظ یکی ازقسمت های دلنشین بهارمن است...
اماازآن جایی که من هم باید به بچه های خواهرم عیدی بدهم تصمیم گرفتم تغییری دراین سنت ایجادکنم وبه جای پول کتاب ویایکی ازادوات موسیقی راهدیه کنم .


اولین سالی که به پسر خواهرم بلز عیدی دادم استقبال گرمی کرد وتاشب صدای ناهماهنگ موسیقی روح مراصیقل داد واین صدا تصویربد عیدی رادرذهن من تغییرداد...
حالا دیگر بانزدیک شدن بهارمن به هدایایی زیبا می اندیشم  وشوق خاصی دردلم موج می زند.
امیدوارم هرکس که عیدی می دهد مواظب دلش باشد زیراکه چشم آینه ایی است  روبه دل  ....
وای از آن روز که دل آبروی ماراببرد...
   

/ 12 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
m.m

سلام. مطالب جالبی نوشتی. اگه بخوای می تونیم تبادل لینک کنیم. درضمن عیدتون پیشاپیش تبریک میگم و امید وارم سال خوبی داشته باشید. www.gozar-az-khod.blogfa.com

هلنا

سلام خانمی دیگه به ما کم سر می زنی.من سرم شلوغه تو گم سر می زنی؟ببینم نکنه قهر کردی[متفکر]نکن این کارا را[چشمک]. راستی اگه توجه کنی توی آپت چیزای مشترک زیادی با هم داریم نه[ساکت] دلم برات تنگ شده زود بیا[بغل] سر سفره هفت سین منو یادت نره[نگران]

امین

فیلتر شده ام اما هنوز نفس می کشم با وبلاگی جدید

مهرداد جمال الدینی

سلام من که چهار پنج سالی میشه که دیگه شور و شوقی برای عید ندارم حتی لباس عید هم نمیخرم تا جایی که یادم میاد هیچوقت عیدی زیادی نگرفتم از بس فامیل های ما خصیص هستن!

فرید صلواتی

مهربان عزیز سلام کاش عیدمان آنگونه بود که در کودکی حس کردیم. متن احساسگونه ات را خواندم ممنون که به خواندنش دعوتم کردی[گل]

عباس ولدی

سلام ممنون از لطفی که دارید.یکی از زیبایی های هنر سلیقه ای بودن هنره و هر انسانی آزاده هر نوع برداشتی داشته باشه . من زیاد نمی خوام بنویسم ولی به نظر من یه پدیده ای به نام معماری وجود داره و پدیده ای دیگه ای به نام ضد معماری !! تفکیک این دو یه کم سخته ولی به هر حال این گفته شما درسته ولی تقصیر از معماری نیست ! با پیشرفت علم مسیر حرکت جهان کمی تغییر کرده و همه عنصر ها کمی بوی مادی به خودشون گرفتن .معماری همیشه بوده از آغاز غارنشینی تا برج آزادی تهران و نقش جهان اصفهان و این ما انسانها بودیم که برداشتمون کمی عوض شده دیگه از پنجره های ارسی خبری نیست و دیگه اون بوی خاک تو خونه های قدیمی محله ها حس نمیشه !اما به نظر من معماری مقصر نیست معماری واسه آدمها فضا را تعریف کره اما این ما آدمها هستیم که خودمونو محصور میکنیم .زیاد حرف زدم ببخشید به هر حال این نظر من بود و اون سبک معماری که شما دوست دارید معماری ارگانیک نام داره و در وبلاگ مطلب در موردش هست و در باره معماری به نام پرفسور نادر خلیلی هم مطلبی بخونید ..ممنون از اینکه منو لینک کردی من هم شما رو لینک کردم موفق باشید

یلدا

چه ایده قشنگی برای عیدی دادن.منم عین شما همچنان عاشق عید و سبزه و بوی شب بوها هستم. [گل]

فریاد بی صدا

سلام دوست خوبم نمی دونم چرا هر کاری می کنم نمیتونم در مورد عید و بهار چیزی بنویسم شاید به خاطر دلم که اصلا اشتیاقی ندارم و ذهن آشفته ام ولی گلم تو چه خوب نوشتی و چه فکر خوبی کردی مستدام باشید و پیروز

امیر ثابت قدم

سلام .تشکر ازحضور شما وتاسف ازاین که ازروزدوشنبه این هفته تاشب گذشته درسفربودم و درخانه مستقرنبودم ونتوانستم به مراجعان پیام رسانی کنم . بهرحال شعری هم تقدیم به شما ودوستان و بلاگ واعلام این که همیشه به فکر دوستان مجازی هستم . مهدی ابتهاج (نوا) خون شفق می‌بارد از فراقت، خونابه از دو دیده چون خال هندوی تو، جان‌ها به لب رسیده ای باغبان هستی، بنگر به گلستانت دست جفای دوران، گل دسته دسته چیده بفرست زان نسیم جان‌بخش نو بهاری برگلشنی که در آن باد خزان وزیده بنگر که از فراق گل‌های نوشکفته شد قامت بلند سرو چمن خمیده خون در تنور لاله، جوش آمد و از این‌رو رگ‌های آسمان را خون شفق دویده ظلمت گرفته عالم، یأس است و نامرادی کو پیک صبح امید، کی سرزند سپیده؟ دارم امید آن‌که آید ز ره سواری برهم زند بساط ظلمت به نور دیده من هم «نوا»ی حافظ خوانم سرودی از دل: «بازآ که توبه کردم از گفته و شنیده»

عباس ولدی

سلام ممنون از اینکه به من سر زدید . استاد بزرگ معماری آقای میس ون دروهه میگه : معماری زمانی آغاز می­شود که شما دو آجر را با دقت پیش هم می­گذارید. من هم با نظر شما موافقم نظرتون درسته بلاخره ما تو ایران زندگی میکنیم ... معماری در ایران از زمان دوره قاجار شروع به افول میکنه و در واقع این زمان شروع ضد معماریه و متاسفانه ساختن خانه های قوطی کبریتی با نقشه های کیلویی مد میشه ....نظر شما برای من محترمه و من هم با شما موافقم ...امیدوارم یه روزی به آرزوتون برسید و موفق باشید