بهار بهار حرفی برای گفتن/ تو فصل بی حوصلگی شکفتن

بهار بهار
پرنده گفت یا گل گفت؟
خواب بودیم و هیچکی صدایی نشنفت

بهار بهار ...صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود

بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی؟

وا بکنیم پنجره ها رو یا نه؟
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟

 بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار اومد با یه بغل جوونه
عیدو آوورد از تو کوچه تو خونه

(حیاط ما یه غربیل
باغچه ی ما یه گلدون
خونه ی ما همیشه
منتظر یه مهمون)

*

بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود

یادش بخیر بچه گیا چه خوب بود
حیف که هنوز صب نشده غروب بود

آخ که چه زود قلک عیدیامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون

*

بهار اومد برفارو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد

چقدر دلم فصل بهارو دوس داشت
وا شدن پنجره ها رو دوس داشت

بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
منو با حس دیگه آشنا کرد
یه حرف یه حرف، حرفای من کتاب شد
حیف که همه ش سووال بی جواب شد

دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
که صب تا شب دنبال آب و نون بود

*

بهار اومد اما با دست خالی
به یه بغل شکوفه ی خیالی

بهار بهار گلخونه های بی گل
خاطره های مونده اون ور پل

بهار بهار یه غصه ی همیشه
منظره های مات پشت شیشه

بهار بهار حرفی برای گفتن
تو فصل بی حوصلگی شکفتن

*

بهار بهار پرنده گفت یا گل گفت
ما شنیدیم هر کسی خوابه نشنفت

............................

محمد علی بهمنی

/ 42 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معین امیری

سلامی دوباره ممنون از نظری که دادی من خودم شخصا معتقدم که آدم همیشه باید اندیشه کنه هر نظریه ای رو بخونه دربارش فکر کنه ولی درش غرق نشه چون تجربه و تاریخ نشون داده هیچ نظریه ای در هیچ برهه ی زمانی کامل نبوده و غرق شدن در هر کدوم از این نظریه ها نهایتا باعث شکل گرفتن شخصیت افراطی یا تفریطی در شخص میشه در مورد اسپم بودن نظر هم شاید حق با شما باشه اما مقصود اصلی من بیشتر آشنایی بود. شما بزارید به حساب همسایه ای که تازه وارده و می خواد با اعضای اون محل ارتباط برقرار کنه چی باید بگه همون حرفای تکراری دیگه من هم اگه به شما نظر دادم به خاطر دوستاتون و شعر آقای بهمنی بود چون دیدم عقایدمون میتونه نزدیک باشه و هر دو ممکنه از چیزای مشترکی لذت ببریم هیچ وقت نرفتم و در یک وبلاگ مثلا آموزش کامپیوتر نظر ندادم که هدفم تجارت نظر باشه که خودم واقعا این پدیده رو نمیپسندم البته گفتم حرف شما هم درسته و من رسما و کتبا اینجا ازتون معذرت میخوام