حسنی نگو یه دسته گل / ترو تمیز وتپل مپل

سلام

امیدوارم حال همه دوستان خوب باشد

خردسال که بودم بهترین داستان از نظر من داستان حسنی  وحمام رفتنش بود.از داستان ونقاشی زیبایش بسیار لذت می بردم  و هنوز هم یکی از کتاب های کتابخانه من کتاب حسنی نگو یه دسته گل است.

داستان حسنی نگو یه دسته گل و شازده کوچولو کتاب هایی بودند که بر من تاثیر فراوان داشتندو همیشه آرامش و شوق کودکانه ایی را برای من به ارمغان آورده اند.

توی ده شلمرود
حسنی تک و تنها بود  


حسنی نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو

موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه

نه فلفلی نه قلقلی
نه مرغ زرد کاکلی
هیچکس باهاش رفیق نبود

تنها روی سه پایه
نشسته بود تو سایه

باباش می‌گفت:
حسنی میای بریم حموم؟
نه نمیام نه نمیام

سرتو می‌خوای اصلاح کنی؟
نه نمی‌خوام نه نمی‌خوام

کره الاغ کدخدا
یورتمه می‌رفت تو کوچه‌ها

الاغه چرا یورتمه می‌ری؟

دارم می‌رم بار ببرم
دیرم شده عجله دارم

الاغ خوب و نازنین
سر در هوا سم بر زمین
یالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
یک کمی به من سواری می‌دی؟

نه که نمی‌دم
چرا نمی‌دی؟

واسه اینکه من تمیزم
پیش همه عزیزم

اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه!

غاز پرید تو استخر
تو اردکی یا غازی؟

من غاز خوش زبان
میای بریم به بازی؟

نه جانم
چرا نمیای؟

واسه اینکه من
صبح تا غروب
میون آب کنار جو
مشغول کار شستشو

اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه

در وا شد و یه جوجه
دوید و اومد تو کوچه

جیک جیک کنان
گردش زنان
اومدو اومد پیش حسنی

جوجه کوچولو
کوچول موچولو
میای با من بازی کنی؟

مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا

جوجه‌ی ریزه میزه
ببین چقد تمیزه؟

اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه

حسنی با چشم گریون
پا شد و اومد تو میدون:

آی فلفلی آی قلقلی
میاین با من بازی کنین؟

نه که نمیایم
چرا نمیاین؟

فلفلی گفت:
من و داداشم و بابام و عموم
هفته‌ای دو بار می‌ریم حموم

اما تو چی؟
قلقلی گفت: نگاش کنین

موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه

حسنی دوید پیش باباش

حسنی میای بریم حموم؟
میام میام

سرتو می‌خوای اصلاح کنی؟
میخوام میخوام

حسنی نگو یه دسته گل
تر و تمیز و تپل مپل

الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعی
با فلفلی با قلقلی با مرغ زرد کاکلی
حلقه زدن دور حسن

الاغه می‌گفت:
اگه کاری نداری بریم الاغ سواری

خروسه می گفت:
قوقولی قوقو قوقولی قوقو
هر چی میخوای فوری بگو

مرغه می‌گفت:
حسنی برو تو کوچه
بازی بکن با جوجه

غاز می‌گفت:
حسنی بیا با همدیگه بریم شنا

توی ده شلمرود
حسنی دیگه تنها نبود

 


زنده‌یاد منوچهر احترامی

....................................................

بی ربط :

فیلترینگ نصیب دهخدا هم شد

 loghatnaameh.com

 

/ 11 نظر / 114 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منصور

مطلبت زیباست . یاد خاطرات خوب همیشه به دلها طراوت میاره. [گل]

کیا

[نیشخند] من قصه اش را از زبان مادرم شنیده بودم . اما این جور نبود . یک چیزی در این مایه اما . یادم هم نیست !! اما شازده کوچولو را صوتی اش را دانلود کردم گاهی گوش می دهم . هنوز پر از خاطره است .. [گل]

محرمانه

سلام من این داستان رو نخوندم>واقعآ لذت بردم کاش من هم از این خاطرات کودکی میداشتم

رحیم

سلام وبلاگ جالبی داری ممنون میشم به ما هم سر بزنید مرسی

رایان

لغتنامه هم به آدم آگاهی می‌ده. هر چیزی که باعث افزایش آگاهی و علم بشه باید فیلتر بشه.

میثم

حسنی دیگه تنها نبود ... مرسی از یادآوریت[گل]

آقای مخدوش

سلام ! ممنون از اینکه چپ و راست نویسی مغز معیوب ما را قابل دونسته و مشغولیات ذهنیمان را خوانده اید و نظر داده اید ... ما هم وظیفه دونستیم چند دقیقه ای از وقت گرانبهایمان را برای زیارت مغز نوشته های شما بگذاریم ....

یاسر

سلام دوست عزیز.... من خیلی دنبال عکسای کتاب حسنی گشتم ولی پیدا نکردم!!! کوچیک که بودم همشو حفظ بودم :دی میشه اگه داری عکساشو بذاری برام؟