چون کودکی هایت امیدوار وبی پروا

هنگامی که خدا مشتی نور را به زمین هدیه داد
وعطر صبح را بر گونه ات ریخت
بوسه سخاوتمندانه اش را پذیرا باش
کفش ها را به پا و قدم زدن را آغازکن
چون کودکی هایت ، امیدوار و بی پروا 

 

 

/ 7 نظر / 35 بازدید
عادل

[دست][دست][دست][دست] عالی بود موفق و تندرست باشید

مرتضی

بسیار زیبا بود............[گل][گل]

آیلین

عالی بود...........سعی میکنم که باشم[گل][گل]

مهربون

[گل]

کیا

[متفکر] برای این پست شما کامنت نذاشته بودم ؟؟؟ گذاشته بودم ها ! ____ به هر حال خیلی زیبا بود . امیدوارم کودکی ها حداقل این طور بتوانیم تکرار کنیم .. [گل][گل]

عصمت

حرفاتون قشنگه