وقتی من وهمسرم دردانشگاه عاشق هم شدیم

وقتی من وهمسرم دردانشگاه عاشق هم شدیم  .


چون عاشقانه یکدیگررا دوست داشتیم تصمیم گرفتیم برای به هم رسیدم راه مطمئنی راانتخاب کنیم ....وآن راه خــــــــــدابود .

وقتی خــــــــــدا دید که درراه او درحرکتیم تصمیم گرفت مارا درکنارهم قرار دهد.

وقتی خــــــــــدا ما را به هم رسانید تصمیم گرفت مارا امتحان کنه .

وقتی ما در امتحان خــــــــــدا قبول شدیم دستهای مهربانش رابه طرف مادراز کرد مارادرآغوش کشید وبا همان دست ها زندگی مارا راساخت .

وقتی خــــــــــدا در حق ما این قدرمهربان بود من همسرم برای اینکه خـــــــــداراخوشحال کنیم اسم دخترمان را مهربان گذاشتیم .

حالا من وهمسرم ومهربان وخــــــــــدا باهم زندگی می کنیم .

خــــــــــدای مهربان توراسپاس که فرشته ایی برای من فرستادی مراعاشق اوکردی وزندگی مان راساختی.  

...................................................................................................................

تقدیم باعشق

مرادرآغوش گیر
تاپرگیرم ، پرواز کنم
تاابدیت
دراسرار عشق رهایم کن
وبه بوسه ایی میهمان
بگذارازغم ها رها
به عطرتنت مست
درآغوشت آرام گیرم

/ 15 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عباس

خیلی زیبا و با احساس بود دعا میکنم خدا مهربان رو واسه شما نگه داره ممنون میشم اگه عکسی از مهربان تو وبلاگ بذاری موفق باشید

امیر ثابت قدم

باسلام وتبریک به شما وخانواده محترم شعری ازحافظ رادراین اولین روز سال نو تقدیم می دارم . يا رب اين نوگل خندان که سپردی به منش يا رب اين نوگل خندان که سپردی به منش می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور دور باد آفت دور فلک از جان و تنش گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا چشم دارم که سلامی برسانی ز منش به ادب نافه گشايی کن از آن زلف سياه جای دل‌های عزيز است به هم برمزنش گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد محترم دار در آن طره عنبرشکنش در مقامی که به ياد لب او می نوشند سفله آن مست که باشد خبر از خويشتنش عرض و مال از در ميخانه نشايد اندوخت هر که اين آب خورد رخت به دريا فکنش هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال سر ما و قدمش يا لب ما و دهنش شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است آفرين بر نفس دلکش و لطف سخنش .

امیر ثابت قدم

باسلام وتقدیم غزلی ازحافظ به شما وخوانندگان وبلاگتان . بـه مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینـم بیا کز چـشـم بیمارت هزاران درد برچینـم الا ای همنشین دل که یارانـت برفـت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنـشینـم جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم ز تاب آتـش دوری شدم غرق عرق چون گـل بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینـم جـهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی کـه سلـطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامـم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم صـباح الـخیر زد بلبل کـجایی ساقیا برخیز کـه غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم شـب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینـم حدیث آرزومـندی که در این نامه ثبت افـتاد هـمانا بی‌غـلـط باشد که حافظ داد تلقینم

امید

سلام عيدتان مبارك.فرصتي داشتيد افتخار دهيد سري به كلبه محقرم بزنيد.اگر خدا قبول كنه بروزم....[گل]

یلدا

[گل] عیدت مبارک مامان مهربان

امیر ثابت قدم

باسلام . غرلی ازحافظ راباتبریک میلا د امام حسن عسکری تقدیم می کنم . عیشم مدام است از لعل دلخواه کارم بـه کام است الحمدلـلـه ای بخت سرکش تنگش به بر کش گـه جام زر کش گه لعل دلخواه ما را به رندی افـسانـه کردند پیران جاهـل شیخان گـمراه از دسـت زاهد کردیم توبـه و از فـعـل عابد استغفرالـلـه جانا چـه گویم شرح فراقـت چشـمی و صد نم جانی و صد آه کافر مبیناد این غم که دیده‌سـت از قامتـت سرو از عارضـت ماه شوق لـبـت برد از یاد حافـظ درس شـبانـه ورد سـحرگاه

محمدمنصوری

سلام.خدا در زندگی پشت وپناهتان.به ویژه مهربان خانم